زبان خود را یاد گرفتن: این یه تکیلف اصلی زنندگی توست. یکی دو تا زبان خارجی یاد گرفتن، زبان مردانه/زنانه را یاد گرفتن و هر زبان دیگه ای- آدم برای شغلش زبان یاد میگیره. ولی هرگز می فهمه زبان من یعنی چی؟ من زبانی دارم که بدنم و ذهنم عمریه در حال تکمیل اونه. زبانی که وقتی همه جا ساکته و سوسیال مدیا وز وز نمی کنه و فکرهات وحشی نیستن چند کلمه اش رو می شنوی. ساکت شو و گوش بده صدای درونی فقط اونی نیست که فحش میده و خوار می کنه، اونی هم هست که می بینه نور آفتاب بعد از چند روز بارونی و ابری از گوشه ی بام همساهی روبرو معلوم شده و میگه "و اینک نور! و روشنایی شد" زبونیه که چند دقیقه به چین های پتو خیره می مونه و پست بلندی ها و شیارهای یه رشته کوه رو به یاد میاره که با هواپیما از بالا ببینی. صدای درونی اونه که تو جنگل وقتی نفس عمیق می کشی میگه "چه درخت های طبقه طبقه ای" بهش گوش میدی؟ میذاری اونم گاهی یه چیزی بگه؟ یا همیشه صداهای دیگران خفه اش می کنه؟ من زبان دیگران رو یاد می گیرم و انقدر توش غرق میشم که زبون خودم رو فراموش می کنم. من نمیذارم "تنها" بمونم. حتی یه دقیقه د...
Search This Blog
Conscious Llama